|
Personal Tania Yazdani's Weblog به وبلاگ کارگردان آینده سینمای ایران "تانیا یزدانی" خوش آمدید
| ||
|
سلام بر دوستان عزیز و بزرگوارم اینبار گمان کنم تاْخیرم بیش از حد طول کشید به طوریکه حتی دوستان همیشگی این وبلاگ هم سری نمی زنند. نه بازدید آنچنانی و نه کامنتی رو مشاهده نکردم. اما کاملاْ حق رو به شما میدم چون وقتی یه وبلاگی هیچ مطلب جدیدی برای مطالعه و استفاده نداشته باشه مسلماْ خود من هم دیگه به سراغش نمیرم.برای اینکه این دلخوری ها و فاصله ها ایجاد نشه و سوء تفاهماتی هم پیش نیاد از قبیل اینکه من دیگه به سینما علاقه ای ندارم یا به اصطلاح برخی دوستان یک مدتی رو جوگیر شده بودم و... بنابراین لازم دونستم ضمن ارائه برخی توضیحات خدمت شما عزیزان با شما تا اواسط تیرماه ۹۱ خداحافظی کنم. از اونجایی که ۱۰ تیرماه ۹۱ من کنکور دارم و این روزها روزهای بسیار طلایی و حساسی برای من و همه کنکوری هاست و هدف بزرگ و سختی رو هم پیش رو دارم بنابراین به هیچ عنوان فرصت آپ کردن وب رو تا بعد از کنکور ندارم حتی در حد روزنوشت.چراکه حتی تعطیلات نوروز رو هم ما از صبح تا غروب در هنرستان و مشغول مطالعه دروس هستیم.
همچنین پیشاپیش نوروز باستانی رو خدمت تمامی شما دوستان نازنینم تبریک عرض میکنم و از صمیم قلب برای شما و تمامی عزیزانتون آرزوی سالی سرشار از سلامتی و آرامش و موفقیت های روزافزون رو دارم.همچنین سالی پر از پول و رفاه مادی چیزی که کمتر در سال ۹۰ شاهد اون بودیم.
از شما می خواهم که من رو فراموش نکنید و برای من و همه کنکوری هایی که عاشق رشته ای خاص هستند و برای اون تلاش میکنند از صمیم دل به ویژه سر سفره هفت سین و در موقع تحویل سال دعا کنید.مطمئن باشید درصورتی که نتیجه کنکورم مطلوب باشه یه فصل کاملاْ جذاب و دوست داشتنی دیگه ای توی این وب شروع خواهد شد.
با آرزوی آن... تا تیرماه ۱۲۹۱...
فعلاْ... [ شنبه 1390/12/20 ] [ 16:16 ] [ تانیا یزدانی ]
درخشش «جدایی نادر از سیمین» فرهادي در گلدنگلوب 2012
فيلم سينمايي «جدايي نادر از سيمين» در شصت و نهمين دوره جوايز سالانه گلدن گلوب، جايزه بهترين فيلم خارجيزبان را دريافت کرد.
به گزارش «شهر» بامداد نخستين ساعات امروز دوشنبه -26 دي 1390 - مراسم شصت و نهمين دوره جايزه گلدن گلوب در هتل بورلي هيلز برگزار شد و فيلم «جدايي نادر از سيمين» به کارگرداني اصغر فرهادي در بخش فيلمهاي خارجي زبان برگزيده شد.
فرهادي پس از دريافت گوي طلايي روي سن در سخناني کوتاه از خانواده خود و عوامل همکار وي در توليد فيلم تشکر کرد، وي همچنين با ستايش از مردم ايران گفت: «وقتي روي سن ميآمدم به اين فکر ميکردم که چه بايد بگويم. ترجيح ميدهم چيزي درباره مردم کشورم بگويم؛ آنها واقعا مردماني هستند دوستدار صلح.»
جايزه فرهادي را مدونا خواننده و بازيگر مطرح هاليوودي اعطا کرد.
«جايزه گلدن گلوب» نام مجموعه جوايزي است که هرساله در ايالات متحده آمريکا توسط اتحاديه مطبوعات خارجي هاليوود به بهترين توليدات سينمايي و تلويزيوني اهدا ميشود.
اسامي برگزيدگان شصت و نهمين دوره جوايز سالانه گلدن گلوب به شرح زير است: بهترين فيلم – درام: نسلها (The Descendants) // فيلم برگزيده // کمک (The Help) هوگو (Hugo) جشن مارس (The Ides of March) ماني بال (Moneyball) اسب جنگي (War Horse) بهترين فيلم – موزيکال و کمدي: آرتيست (The Artist) // فيلم برگزيده // ساقدوشها (Bridesmaids) 50/50 (50/50) نيمه شب در پاريس (Midnight in Paris) هفته من با مريلين (My Week with Marilyn) بهترين نقشآفريني بازيگر مرد- درام: جورج کلوني – نسلها // فيلم برگزيده // لئوناردو دي کاپريو- جي ادگار (J. Edgar) مايکل فاسبيندر- شرم (Shame) رايان گوسلينگ – جشن مارس براد پيت – ماني بال (Moneyball) بهترين نقشآفريني بازيگر زن – درام: گلن کلوز – آلبرت نابز (Albert Nobbs) ويولا ديويس – کمک روني مارا – دختري با خالکوبي اژدها (The Girl with the Dragon Tattoo) مريل استريپ – بانوي آهنين (The Iron Lady) // فيلم برگزيده // تيلدا سوينتن – بايد درباره کوين حرف بزنيم (We Need to Talk About Kevin) بهترين نقشآفريني بازيگر مرد – موزيکال و کمدي: ژان دوژاردن – آرتيست (The Artist) // فيلم برگزيده // برندان گليسون – گارد (The Guard) جوزف گوردون لويت – 50/50 رايان گوسلينگ – عشق احمقانه ديوانهوار (Crazy, Stupid, Love.) اوون ويلسن – نيمه شب در پاريس بهترين نقشآفريني بازيگر زن – موزيکال و کمدي: جودي فاستر – کشتار (Carnage) شارليز ترون – بزرگسال جوان (Young Adult) کريستين ويگ – ساقدوشها ميشل ويليامز – هفته من با مريلين // فيلم برگزيده // کيت وينسلت – کشتار بهترين نقش آفريني بازيگر مرد در يک نقش مکمل: کنت برانا – هفته من با مريلين آلبرت بروکس – بران (Drive) جوانا هيل – مانيبال ويگو مورتنسن – راه و روش خطرناک (A Dangerous Method) کريستوفر پلامر – آغازگرها (Beginners) // فيلم برگزيده // بهترين نقشآفريني بازيگر زن در يک نقش مکمل: برنيس بيژو – آرتيست جسيکا چستين – کمک جانت مک تير – آلبرت نابز اکتاويا اسپنسر – کمک // فيلم برگزيده // شايلين وودلي – نسل ها بهترين کارگرداني: وودي آلن – نيمه شب در پاريس جرج کلوني – جشن مارس ميشل هازانويسي – آرتيست الکساندر پاين – نسل ها مارتين اسکورسيزي – هوگو // فيلم برگزيده // بهترين فيلمنامه: ميشل هازانويسي – آرتيست الکساندر پاين، نات فاکسون، جيم راش – نسل ها جرج کلوني، گرانت هسلو، بو ويليمون – جشن مارس وودي آلن – نيمه شب در پاريس // فيلم برگزيده // استيون زيليان، آرون سورکين، استن شروين – ماني بال بهترين آواز: سرت را زمين بگذار از برايان بايرن و گلن کلوز براي آلبرت نابز سلام سلام از التون جان و برني تاپين براي گنومو و جوليت (Gnomeo & Juliet) دليل زندگي از مري جي بليج، توماس نيومن، هاروي ميسون، ديمون توماس براي کمک نگهبان از کريس کورنل براي مسلسل دعاگو (Machine Gun Preacher) شاهکار از مدونا، جولي فراست و جيمي هري براي دابليو اي (W.E.) // فيلم برگزيده // بهترين موسيقي متن: لودويک بورس – آرتيست // فيلم برگزيده // ترنت رزنور و آتيکوس راس براي دختري با خالکوبي اژدها هاوارد شور براي هيوگو جان ويليامز براي اسب جنگي آبل کورزنيوسکي براي دابليو اي بهترين انيميشن: ماجراهاي تن تن (The Adventures of Tintin) // فيلم برگزيده // آرتور کريسمس (Arthur Christmas) ماشينها 2 (Cars 2) گربه چکمهپوش (Puss in Boots) رانگو (Rango) بهترين فيلم خارجي زبان: گلهاي جنگ (The Flowers of War) از چين در سرزمين خون و عسل (In the Land of Blood and Honey) از آمريکا پسري با دوچرخه (The Kid with a Bike) از بلژيک جدايي نادر از سيمين (A Separation) از ايران // فيلم برگزيده // پوستي که در آن زندگي ميکنم (The Skin I Live In) از اسپانيا بهترين مجموعه تلويزيوني درام: داستان ترسناک آمريکايي (American Horror Story) امپراتوري بوردواک (Boardwalk Empire) رييس (Boss) بازي قدرتها (Game of Thrones) وطن (Homeland) // فيلم برگزيده // بهترين مجموعه تلويزيوني کمدي يا موزيکال: روشن (Enlightened) قسمتها (Episodes) ساز و آواز (Glee) خانواده مدرن (Modern Family) // فيلم برگزيده // دختر تازه (New Girl) بهترين بازيگر مرد مجموعههاي درام: استيو بوشمي براي امپراتوري بوردواک برايان کرانستون براي اتفاق بد (Breaking Bad) کلسي گرامر براي رييس (Boss) // فيلم برگزيده // جرمي آيرونز براي بورژواها (The Borgias) ديمين لوييس براي وطن (Homeland) بهترين بازيگر زن مجموعههاي درام: کلير دينز براي وطن // فيلم برگزيده // ميرله انوس براي کشتن (The Killing) جولين مارگوليس براي همسر خوب (The Good Wife) مادلين استو براي انتقام (The Good Wife) کالي تورن براي سنگدلي اجباري (Necessary Roughness) بهترين بازيگر مرد مجموعههاي کمدي يا موزيکال: الک بالدوين براي 30 سنگ (30 Rock) ديويد داچوني براي کليفورنيکيشن (Californication) جاني گالکي براي تئوري انفجار بزرگ (The Big Bang Theory) توماس جين براي آويزان (Hung) مت لابلان براي قسمتها // فيلم برگزيده // بهترين بازيگر زن مجموعههاي کمدي يا موزيکال: لورا درن براي روشن // فيلم برگزيده // زويي دشانل براي دختر تازه تينا في براي 30 سنگ لورا ليني براي سي بزرگ (The Big C) امي پولر براي پارکها و بازسازي (Parks and Recreation) بهترين بازيگر زن مجموعههاي کوتاه يا فيلم تلويزيوني: رومولا گاراي براي ساعت دايان لين براي سينما حقيقت اليزابت مکگاورن براي خانقاه پايين شهر اميلي واتسون براي بزرگسالي دلپذير (Appropriate Adult) کيت وينسلت براي ميلدرد پيرس // فيلم برگزيده // بهترين بازيگر مرد نقش مکمل مجموعههاي کوتاه يا فيلم تلويزيوني: پيتر دينکليج براي بازي قدرتها // فيلم برگزيده // پل جياماتي براي بزرگتر از آن که شکست بخورد گاي پيرس براي ميلدرد پيرس تيم رابينز براي سينما حقيقت اريک استوناستريت براي خانواده مدرن (Modern Family) بهترين بازيگر زن نقش مکمل مجموعههاي کوتاه يا فيلم تلويزيوني: جسيکا لانج براي داستان وحشتناک آمريکايي // فيلم برگزيده // کلي مکدونالد براي امپراطوري بوردواک مگي اسميت براي خانقاه پايين شهر سوفيا ورگارا براي خانواده مدرن اوان راشل وود براي ميلدرد پيرس جايزه يک عمر دستاورد حرفهاي اين دوره از جوايز نيز براي بيش از نيم قرن فعاليت در سينماي هاليوود به «مورگان فريمن»، بازيگر سياهپوست آمريکايي اعطاء شد. رکوردار جوايز امسال گلدن گلوب نيز «مريل استريپ»، بازيگر 62 ساله فيلم «بانوي آهنين» بود، او که در اين فيلم نقش «مارگارت تاچر»، نخست وزير اسبق بريتانيا را بازي کرده، تاکنون 25 بار نامزد جوايز گلدن گلوب و امروز براي هشتمين بار برنده اين جوايز شد. [ دوشنبه 1390/10/26 ] [ 10:44 ] [ تانیا یزدانی ]
تقریباْ بداهه ای از خودم: از صمیم قلب می خوانم تورا امشب تویی که پهلوان کربلا بودی تویی که افتخار شیعه هستی تویی که یاور عباس بودی همه دست به دعا شدن آقاجون تو رفتی و بازم خونه دلامون بازم شمع سیاه بدست می گیرم می خونم من به یاد شهداتون به یاد کودک شش ماهه تو به یاد باوفا یارت ابوالفضل به یاد مرد مردا که می دونیم همه باهم می خونیم یا ابوالفضل آقا امروز صدات کردم دوباره دلم بدجور هوای گریه داره سه روز لب تشنه باشی و بجنگی آخه بی رحمی هم یه حدی داره
دوست عزیز نه به عنوان یک شیعه نه به عنوان یک مسلمان بلکه تنها به عنوان یک انسان یک لحظه خودتو بزار به جای اونها.اونهایی که از حق گفتن و به واسطه این حق گویی و آزادی خواهی سر از بدنشون جدا کردن...کودک شش ماهه و علی اکبر جوانی که بی گناه به شهادت رسیدند.و ابوالفضلی که خواست برای برادر و خانواده لب تشنه اش آب بیاره اما دو دستش رو قطع کردن.زینبی که در خیمه بود و خیمه اش رو به آتیش کشیدن...آخه دعوتشون کرده بودن به مهمونی نه جنگ...این چه مهمونیه که پر از بی رحمیه...فقط یک لحظه فکر کن.اگه فرزند و برادر و پدر الان عزیزه ۱۴۰۰ سال پیش هم عزیز بوده.
شهادت بی نظیر ترین راشدین و شهدای جهان رو خدمت تمامی شیعیان تسلیت عرض می کنم. [ چهارشنبه 1390/09/16 ] [ 1:9 ] [ تانیا یزدانی ]
سلام به همگی اول از همه عید غدیر خم این عید زیبا رو خدمت تمامی شیعیان جهان تبریک عرض میکنم... دوم اینکه باید بگم من سیدام اونم از نوع طباطبایییییش
حالا می ریم سراغ روزنوشت هایی که چون وقت نکردم بنویسمشون الان دیگه تبدیل به خاطره شدن یه چندروزی بود هوا بدجوری بارونی شده بود و من خیلی لذت بردم چون عاشق بارونم...روزهای بارونی خیلی زیبان.شاید کمی دلگیر باشن اما به صدای طنین اندازه قطراتی که بر روی شیشه اتاقت بوسه می زنن می ارزه...یک شب اونقدر صدای رعدو برق زیاد بود که وحشت زده از خواب پریدم جمعه پیش آزمون آزمایشی سنجش بود برای اولین بار...وقتی رتبه ام رو دیدم کلی ذوق کردم و گفتم خوب عالیه اما یک هفته بعد به لطف سازمان سنجش در کارنامه ها تجدید نظر صورت گرفت و رتبه من از ۵۱ ام شد ۶۹ام بین ۶۸۱ نفر شرکت کننده. اما جمعه بعد که روز زیبایی بود...تولد استاد محبوبم کیانوش اخباری( استاد درس نمایش ) و خلاصه کیک و کادو و دست و جیغ و هورا و... و فقط من بودم که رفتم آموزشگاهش و شرکت کردم...تا اینکه امروز اصل تولد رو توی مدرسه گرفتیم و یه سبد گل بزرگ تدارک دیدیم و من هم با همه وجود و از صمیم قلب یه متن زیبا نوشتم و توی کلاس خوندم.خیلی خوشش اومد و این خارج از تصور و پیش بینی من بود...حالا اگه اجازه داد اون متن+عکس استادمون رو براتون میزارم...یه انسان خاص و پرانرژی شاید شبیه رامبد جوان و حتی خاص تر فردا هم باز امتحان داریم و جالب اینجاست همه در خواب ناز و دید و بازدید عید اما ما توی مدرسه مشغول آزمون و درس...امسال هیچ تعطیلی به ما کنکوریها تعلق نمیگیره حتی تعطیلات نوروز. اینم یه ترانه از خودم که خیلی اتفاقی و به طور بداهه سر زنگ مشاوره ته کلاس روی کاغذ نوشتم: سکوتم رو شکستم باز یه دنیا حرف باهامه یه دنیا حرف تنهایی تو کندی نفس هامه دوتا دستم می لرزه باز هنوز تو حس بارونم هنوز دلم تورو می خواد ولی از تو گریزونم پر از نبض خیانت هاست میون قلب من با تو مثل خون توی رگهامی نبینم اشک چشمهاتو آخه هرجا بری یادت توی این کلبه می مونه تو بین شک و تردیدی همین دل با تو می مونه غریبه با تو هیچ روزی نمیره زیر این بارون نمیگه هرچی که باشی جونو میدم برات آسون غریبه دست گرمش رو نمیزاره روی شونت دلش یکهو نمیلرزه با قطره اشک روی گونه ات... (این ترانه ادامه داره)
خوب الان اگر ساعت سیستم من درست باشه دقیقاْ ۱۲:۲۷ دقیقه بامداده که دارم می نویسم... از پیشتون میرم اما سعی میکنم بار دیگه اجبار دلتنگی نباشه که منه میکشونه اینجا بلکه خبرهای ناب سینمایی باشه
فعلاْ... [ سه شنبه 1390/08/24 ] [ 0:32 ] [ تانیا یزدانی ]
سلام دوستان چندروز پیش آقای خاکی خیلی مختصر در رابطه با کارهای جدیدشون برام گفته بودن که عین صحبت خودشون رو در زیر می بینید: "در حال حاضر فیلم رد پای نی لبک و ساختم.هم برای جشتواره ی دفاع مقدس و هم برای نمایش در هفته ی دفاع مقدس از شبکه و الان هم در حال پیش تولید فیلم سینمایی خط آفتاب هستم که بسیار کار متفاوتی است." [ پنجشنبه 1390/07/07 ] [ 22:44 ] [ تانیا یزدانی ]
دانشگاه لیبرتی امریکا مدرک دکترای افتخاری سال ۲۰۱۱ را به مهران مدیری اهدا کرد: این مراسم در تاریخ 12 June 2011 در دانشگاه لیبرتی آمریکا در لس آنجلس برگزار شد و مهران مدیری به دلیل ضبط سریال قهوه تلخ نتوانست در این مراسم شرکت کند. در این مراسم دکتر رونالد برینر به نمایندگی از مهران مدیری این مدرک را دریافت نموده و دکتر حمید سلطانی آن را در ایران به مهران مدیری اهدا کرد. مدرک دکترای دانشگاه لیبرتی امریکا در سال 2011 برای مجموعه ی فعالیتهای هنری و انسانی مهران مدیری به وی تعلق گرفته است .
با عرض تبریک ویژه خدمت هنرمند خلاق و متفکر مهران مدیری و با تشکر از وبلاگ جناب آقای محمدرضا احمدزاده فیلمنامه نویس تانیا یزدانی
[ یکشنبه 1390/07/03 ] [ 22:17 ] [ تانیا یزدانی ]
دوستان عزیزم سلام این مصاحبه مربوط میشه به بهمن ماه سال ۸۹ که من درگیر مقاله " تحلیل سینمای ایران " بودم که اونم قصه ی خودشو داره.فقط خلاصه بگم که در ابتدا این فقط یه تحقیق مدرسه ای ساده بود و کم کم با انگیزه ای که استاد مربوطه در من ایجاد کرد با این وعده که مقاله را به جشنواره می فرستیم من به شدت برای این کار زحمت کشیدم و کتابهای مرتبط رو زیاد مطالعه کردم و با افرادی هم که در این حیطه فعالیت می کردن مصاحبه هایی به عمل آوردم که یکی از آنها مصاحبه اختصاصی من با جناب آقای محمدرضا خاکی است که اطلاعات بیشتر از ایشون رو می تونید با خواندن مصاحبه بدست بیارید.
***تذکر بسیار مهم:دوستان عزیز از شما خواهشمندم به هیچ عنوان حتی با ذکر منبع هم در هیچ جای دیگر از این مصاحبه کپی و استفاده نکنید.زیرا این مقاله به نام اینجانب ثبت شده و من مجاز به هرگونه اعتراض و ادعایی خواهم بود.این یک کار غیرانسانیست پس از شما تمنا می کنم من رو همراهی کنید و دلم نمی خواد هیچ جای دیگه این مصاحبه رو ببینم.***
من در ابتدا سپاسگزارم از شما آقای خاکی که وقتتون رو برای مصاحبه در اختیار ما گذاشتین:
*اول از همه اگر ممکنه یه بیوگرافی و رزومه کوتاه از خودتون بگید تا خوانندگان و شنوندگان ما با شما بیش تر آشنا بشن؟ محمد رضا خاکی،متولد 1356،مدرک تحصیلی مهندسی شیمیه،از سال 1373 کارم رو با مجموعه "تلاش" شروع کردم.بعد از اون هشت تا فیلمه تقریباً سی و هفت هشت دقیقه ای ساختم.بعد از اون...فیلم "دختر سکوت" رو ساختم...که توی چندتا از جشنواره ها جایزه گرفت.بعد...فیلم "تنهای دیگر" رو ساختم و... *خوب غیر از کارگردانی توی رسانه در زمینه دیگه ای هم فعالیت می کردین؟ بله من دوتا فیلم دیگه بازی کردم،یکی فیلم "شوک" رو بازی کردم و سریال "پرده عشق" آقای جمال شورجه رو بازی کردم... *آیا همه این کارها موفق بودن؟یعنی به مرحله اکران و پخش عمومی رسیدن؟ بله بله...شوک که رفت جشنواره هامبورگ و سریال پرده عشق هم که در تلویزیون، در شبکه 2 پخش شد.بعد...سه سال تدریس بازیگری و فیلمسازی کردم در آموزشگاه های شباهنگ و ظفر.بعدش فیلم " رویای خیس" خانم درخشنده،دستیار اول کارگردان بودم.بعد سریال "هفت" رو برای شبکه2 ساختم که آقای شریفی نیا و نگار فروزنده در اون بازی می کردند و بقیه دوستان... *چی شد که وارد سینما شدین و علاقه مند به اشتغال در این حیطه شدین و چرا این شغل رو برای خودتون مطلوب دونستین؟ والله سینما یه حسه...یعنی شما از بچگی یه دفعه گرایش پیدا می کنین به یه سمتی...حالا یکی سمت نقاشی،یکی سمت موسیقی،یکی در قسمت های فنی،یک سری ها هم بیش تر به سمت گرایش ورزش می رن،منم توی شاخه های هنری سینما،اول که گرایشم بازیگری بود و بعد هم در اون زمان به سمت نوشتن و فیلمسازی رفتم. *وقتی وارد سینما شدین، اولین و بزرگترین مشکل سینما که نظر شمارو جلب کرد چی بود و آیا فکر می کنید اون مسائل الان حل شده؟اگرنه راه حلی براش دارین؟ الان یا اون موقع؟
(لطفاْ برای خواندن متن کامل مصاحبه به ادامه مطلب بروید) ادامه مطلب [ شنبه 1390/06/19 ] [ 12:56 ] [ تانیا یزدانی ]
سلام دوستان عزیز حرف خاصی ندارم امشب بزنم فقط توجه شما رو به شعری تقریباً بداهه از خودم جلب می کنم:
مشتی از خاطره ی رنگین است
پر از امید به رویاهای،خوش و عطرآگین است
آدمی با سردی، در دل تاریکی می خوابد
نفس سبز طبیعت می دمد شادی را
عاشقان می نگرند،رقص زرد برگ پاییزی را
همه درس سرخ عاشق شدن است
سرگذشت آتشین بال پروانه به دور شمع است
ابرهای تیره می بارند تا،غنچه سیراب شود... "تانیا یزدانی"
فعلاْ... [ دوشنبه 1390/05/31 ] [ 4:23 ] [ تانیا یزدانی ]
سلام دوستان عزیزم امتحانات تغییر رشته هم به سلامتی تموم شد و به خیر گذشت.
الان جلوی پنجره اتاق نشسته بودم و ماه رو تماشا می کردم...چه زیباست و آرومه...چقدر روشن و سرگرم کننده است واسه کسایی که الان ستاره ای ندارن پس به ماهشون خیره می شن!
ورود آقیان ممنوع کم کم از روی پرده میره و من هنوزم وقت نکردم سری به سینما بزنم و فیلم آقای کمپوت انرژی مثبت و کنسرو ویژه جوان مخصوص جوانی و شادابی رو بخورم...البته کارهای رامبد عزیز که معمولاْ جذاب و عامه پسند و محبوبن!! آدم ساعت ۳:۱۱ نصفه شب بی خوابی بزنه به سرشو مدتی هم به کلبه اش سرنزده باشه همین میشه دیگه...با پرحرفیایی الکی سر دوستاشو می بره...ببخشید!
حالا دیگه ماه هم حوصله اش سر رفت و رفت یه دستی هم واسه همسایه بغلی تکون بده...از کنار پنجره ام رفت و چه بد...
ماه بازهم آمد بی دلیل و مهربان ماه با زمزمه ی عاشق تنها آمد ماه آمد تا ببرد این همه ظلمت را ماه آمد آرام برد شب تار مارا ماه آمد مهربانی کرد و اشک را از چشم برد ماه باز آمد صبوری کرد و دل عاشق را برد عاشق منتظر ستاره چین و شب نشین ماه را دید و بخندید و گفت: دل نشین است دلنشین...
بداهه ای در همین لحظه از خودم بود...
فعلاْ... [ دوشنبه 1390/05/24 ] [ 3:26 ] [ تانیا یزدانی ]
[ جمعه 1390/05/07 ] [ 2:37 ] [ تانیا یزدانی ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||